از سایت : khodnevis.org
پس از خامنهای که او را در ۲۶ سال گذشته رهبر مسلمین جهان معرفی کردهاند، داعش با تاسیس خلافت اسلامی و با حذف «عراق و شام» از عنوان این گروه، ابوبکر البغدادی را خلیفهی مسلمانان جهان خوانده است.پس از علی خامنهای که دستگاههای تبلیغاتی تحت نظرش وی را در ۲۶ سال گذشته رهبر مسلمین جهان معرفی میکردهاند داعش با تاسیس خلافت اسلامی و با حذف «عراق و شام» از عنوان این گروه، ابوبکر البغدادی را به عنوان خلیفهی مسلمانان جهان معرفی کرده است. این دو رهبر چه مشترکات و تفاوتهایی با هم دارند؟ خلافت اسلامی بغدادی و حکومت دینی خامنهای چه تفاوتها و اشتراکاتی دارند؟ در چه حوزههایی این دو رهبر با هم درگیر هستند؟ سرانجام جاه طلبیهای دو رهبر جهان اسلام به کجا خواهد انجامید؟
اصل و نسب
برای کسب مشروعیت خانوادگی که در میان مسلمانان در گذشته اهمیت داشته، بغدادی اصل و نسب خود را به ابوبکر خلیفهی اول مسلمانان و سید علی خامنهای اصل و نسب خود را به امام حسین امام سوم شیعیان نسبت میدهد. هر دو در زمینهی مطالعات اسلامی تحصیل کردهاند.
نظامی-امنیتی و عامه گرا
هر دو رهبر عمدتا با ویژگیهای امنیتی و نظامی خود شناخته شدهاند و برای تحکیم قدرت به سراغ تمامیت خواهانه و قساوتمندانهترین قرائات از شریعت اسلامی رفتهاند. شعارهای عدالت طلبانهی هر دو رهبر نیز جهت گیری عامه گرایانهی آنها را گواهی میدهد.
هر دو رهبر مرزهای ترسیم شده و چارچوبهای امنیتی برای کشورهای خاورمیانه پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی را به دول اروپایی و غرب نسبت میدهند و از همین جهت منطقهی نفوذ خود را فرامرزی تعریف میکنند. حکومت خامنهای در سوریه و عراق و لبنان و بحرین و افغانستان دخالت سیاسی و نظامی میکند و خلافت اسلامی ابوبکر البغدادی در عراق و لبنان و سوریه چنین کرده و میخواهد نفوذ خود را به اردن و فلسطین نیز بسط دهد.
انسان هراسی و انسان ستیزی
هر دو دیدگاههای انسان هراسی داشته و غیر از گروههای وفادار به خود را سست دین، منافق، رافضی، منافق جدید، کافر و نجس (بسته به دین و مذهب و رفتار آنها) تلقی میکردهاند. آنها در این کار البته از معیارهای شریعت بهره میگیرند و بر آنها طعم قدرت میزنند. معابد مسیحیان تبشیری و بهاییان توسط حکومت خامنهای و پرستشگاههای مسیحیان توسط داعش تخریب میشدهاند.
هر دو رهبر به مهارت بیرحمانه در سرکوب مخالفان و رقبای سیاسی و نظامی خود معروف هستند. ماشینهای سرکوب هر دو در اعمال قساوت حد و حدودی نداشتهاند از پرتاب کردن منتقدان از پل و رد شدن اتومبیل نیروی انتظامی از روی افراد در حکومت خامنهای تا به صلیب کشیدن دشمنان در خیابان توسط داعش، از اعدامهای دسته جمعی در زندان در حکومت خامنهای تا اعدام اسرا در حکومت داعش.
وعدهی الهی
گروه داعش تاسیس خلافت اسلامی و تعیین ابوبکر البغدادی به منصب خلافت را وعدهی الهی نامیده است. استفاده از ادبیات خدا- محورانه در رویدادهای سیاسی از مشترکات جمهوری اسلامی و داعش است. در جمهوری اسلامی نیز تاسیس این نظام و انتصاب خامنهای به رهبری تحقق وعدهی الهی نامیده شد. هر دو رهبر نظام تحت حکومت خود را نظامهای الهی و نظامهای غیر از خود را شر و شیطانی معرفی میکنند.
انتصاب به رهبری
هر دو رهبر خود را منصوب خداوند میدانند البته با دو نظریهی سیاسی متفاوت. خامنهای به نظریهی ولایت انتصابی فقیه تمسک میجوید و مشروعیت رهبریاش را متکی میکند به «نیابت امام زمان در صورت انتخاب از سوی علمای شیعه و کشف-نه انتخاب- نمایندهی خدا بر روی زمین از سوی خبرگان». بنا بر این نظریه رهبر مسلمین جهان منصوب خداست اما خبرگان نصب الهی را کشف میکند. مجلس شورای داعش (اهل حل و عقد) نیز که ابوبکر را رهبر جهان اسلام خوانده بسیار شبیه مجلس خبرگان است و خلیفهای را که انتخاب کرده در واقع دارای فرهمندی مذهبی تلقی میکند. اعضای هر دو مجلس توسط خود این دو رهبر به عضویت این مجالس درآمدهاند.
غلبهی به قهر
هر دو حکومت با غلبه و قهر به وجود آمدهاند و قدرت سیاسی خود را از قدرت نظامی این گروه میگیرند. خامنهای در دوران ریاست جمهوریاش کاملا با نیروهای نظامی و امنیتی نشست و برخاست داشت و به همین لحاظ از سوی رفسنجانی برای رهبری وی صحنه سازی شد. پس از رهبری نیز خامنهای به صورت یک نظامی و امنیتی عمل کرده است.
حکومتهای اسلامی در تهران و موصل پس از قهر و غلبه از منابع نفتی برای تحکیم قدرت و افزایش نیروی نظامی خود بهره میگرفتهاند. همان طور که خامنهای به شیرهای نفت کاملا چسبیده و از آنها جدا نمیشود داعش نیز اشغال حوزههای استخراج نفت و پالایشگاهها را از محوریترین اهداف خود قرار داده است.
بنای هر دو حکومت در سیاستهای فرهنگی و اجتماعی یکی است؛ استفاده از زور برای اعمال و تحمیل شریعت ایدئولوژیک شده به عنوان نظام ارزشی و اخلاقی و قانون، حذف تنوعات فرهنگی و اجتماعی و مذهبی، تحمیل سبک زندگی حاکمان (دارندگان زور و سلاح) بر تک تک شهروندان، و استفاده از همهی انواع و صور تکنولوژی غربی (عمدتا رسانهای و نظامی) در عین سرکوب و حذف آزادیهای بنیادین شهروندان.
سه حوزهی درگیری
درگیریهای این دو رهبر به سه حوزه مربوط میشود:
۱) جغرافیایی: داعش در پی سلطه بر عراق و سوریه است که جمهوری اسلامی نیز این دو منطقه را تحت نفوذ و سلطهی خود میخواهد چون هم شیعیان و علویان را به طور بالقوه رعیت حکومت ولایت فقیه در تهران میداند و هم از این دو کشور برای مقابله با اسرائیل میخواهد بهره بگیرد. دشمنی با اسرائیل محور سیاست منطقهای حکومت ولایت فقیه است.
۲) اماکن مقدسه: هر دو رهبر میخواهند مکه و مدینه را از مناطق تحت نفوذ عربستان سعودی خارج کنند. بر خلاف ادعاهای دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی داعش سرسپردهی عربستان سعودی نیست و بسیاری از اعضای سعودی داعش گذرنامههای سعودی خود را پاره کردهاند. داعش سودای اشغال عربستان سعودی را نیز در سر میپروراند. جمهوری اسلامی نیز همیشه در پی آن بوده که مکه و مدینه را از تحت سلطهی سعودیها نجات دهد. اما به دلیل فشارهای جهانی و ترس از حملهی ایالات متحده سخنی از اشغال نظامی حجاز بر زبان نیاورده است.
۳) رهبری معنوی: اساس اعلام آغاز رمضان یا عید فطر در جمهوری اسلامی متفاوت بودن با عربستان سعودی است. مقامات جمهوری اسلامی میخواهند به عنوان رهبر معنوی جهان اسلام معرفی شوند و تهران را ام القرای جهان اسلام معرفی کردهاند. در مقابل اهل سنت مکه و مدینه را ام القرا میدانند. این رقابت قرنهاست که میان رهبران شیعی و سنی در جریان بوده است و تنها گروههای مدعی تغییر یافتهاند: از خاندان صفوی و عثمانی تا خامنهای و بغدادی. جالب است که داعش سپاه پاسداران و قدس را ارتش صفوی مینامد.
جاه طلبیها هر دو رهبر
جاه طلبیهای اسلامگرایان شیعه و سنی که حدی بر آن تصور نمیشود از مهمترین چالشهای امنیتی خاورمیانه است. رهبران اسلامگرا تلاش کردهاند خواست سلطهی خود را در چارچوبهای مذهبی بریزند و شیعیان و سنیان را علیه یکدیگر بسیج کنند. این چالش تا کنون به قتل هزاران نفر در بحران کنونی در عراق پس از اشغال موصل توسط داعش منجر شده و در آینده نیز قابلیت سرایت به کشورهای دیگر منطقه را دارد.
خاورمیانه شامل است بر کشورهایی که در همهی آنها اقلیت و اکثریت سنی و شیعه وجود دارد و فعال شدن جنگ میان رهبران سیاسی این دو مذهب میتواند به کشتار صدها هزار نفر بیانجامد. اگر در جنگ ایران و عراق دولت سکولار صدام از شیعه و سنی کردن جنگ پرهیز میکرد بغدادی و خامنهای چنین رهیافتی ندارند و اصولا به هر روشی برای بسیج نیروهای خود اقدام میکنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر